جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۴۲۹ از ۵۵۱
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ جلال الدین محمد مولویگفتا که بود همره گفتم خیالت ای شهگفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ جلال الدین محمد مولوییک لحظه میلرزاندت یک لحظه میخنداندتیک لحظه مستت میکند یک لحظه جامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ جلال الدین محمد مولویماه از غمت دو نیم شد رخسارهها چون سیم شدقد الف چون جیم شد وین جیم جامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ جلال الدین محمد مولویچند برید جامهها بست بسی عمامههاچون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ جلال الدین محمد مولویفرق گفتند بسی جامعشان راه ببسترو به جامع چو نهادند دو صد فرق فزود
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ جلال الدین محمد مولویجانها را بگذارید و در آن حلقه رویدجامهها را بفروشید و به خمار دهید
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ جلال الدین محمد مولویوقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید باید
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ جلال الدین محمد مولویجامی بخر به جانی ور زانک مفلسیبفروش خویش را که خریدار میرسد
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ جلال الدین محمد مولویبرکن تو جامهها و در آب حیات روتا پارههای خاک تو لعل و گهر دهد
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ جلال الدین محمد مولویجامه سیه کرد کفر نور محمد رسیدطبل بقا کوفتند ملک مخلد رسید
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ جلال الدین محمد مولویجامه کبود آسمان کرد ز دست قضااین قدرش فهم نی کو به قدر میرود
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ جلال الدین محمد مولویطراز خلعت آن خوش نظر چو دیده شودهزار جامه ز درد و دریغ و غم بدرید
