جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۴۷ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۳ جلال الدین محمد مولویهین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیاتپیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه گری
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ جلال الدین محمد مولویهمچو منصور تو بر دار کن این ناطقه راچو زنان چند بر این پنبه و پاغنده زنی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۶ جلال الدین محمد مولویسوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمیچشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۹ جلال الدین محمد مولویبشکن سبوی قالب ساغر ستان لبالبتا چند کاسه لیسی تا کی زبون لوسی
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ جلال الدین محمد مولویبشکفته است شوره تو غورهای و غورهآخر تو جان نداری تا چند مستمندی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۰ جلال الدین محمد مولویآوه که شد فضولی در خون چند گولیرحمی بکن بر آن کش در شور و شر کشیدی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۲ جلال الدین محمد مولویانگور این وجودت افشردن تو سودتانگار کین نبودت تا چند مهر کاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۵ جلال الدین محمد مولویچون روی آتشین را یک دم تو مینپوشیای دوست چند جوشم گویی که چند جوشی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۹ جلال الدین محمد مولویماییم چون درختان صنع تو باد گردانخود کار باد دارد هر چند شد نهانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۲ جلال الدین محمد مولویای ناله چند ناله افزونتری ز ژالهبر بنده کمینه تو نیز در کمینی
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۳ جلال الدین محمد مولویدر جمع سسترایان رو زنگلهسرایانکاری ببر به پایان تا چند سسترایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۴ جلال الدین محمد مولوینقشی کنی به صورت معشوق هر کسیهر چند امیی تو به معنی منقشی
