جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۸۴ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ جلال الدین محمد مولویکی شکیبد خود کهی از کهربا؟کاهم و از کهربا نشکیفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ جلال الدین محمد مولویباده آنگه شود انگور تنمکه بکوبد به لگد عصارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ جلال الدین محمد مولویساقی آمد که حریفانه بدهگفتم اینک به گرو دستارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ جلال الدین محمد مولویهر کی او سایه ندارد چو فلکاو بداند که ز خورشیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ جلال الدین محمد مولویچشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینمتا چشمها به ناگه در روی او گشادم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ جلال الدین محمد مولویصد بار جان بدادم وز پای درفتادمبار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ جلال الدین محمد مولویموسی بدید آتش آن نور بود دلخوشمن نیز نورم ای جان گرچه ز دور نارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ جلال الدین محمد مولویما در جهان موافقت کس نمیکنیمما خانه زیر گنبد اطلس نمیکنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ جلال الدین محمد مولویگر تو بدانی که مرگ دارد صد باغ و برگهست حیات ابد جوییش از جان مدام
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ جلال الدین محمد مولویبر لب دریای عشق تازه بروییم بازهای که چون گلستان تا به ابد ما نویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ جلال الدین محمد مولویبدار دست ز ریشم که بادهای خوردمز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ جلال الدین محمد مولویبه من نگر که بدیدم هزار آزادیچو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
