جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۱۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۳۰۵۷ جلال الدین محمد مولویخدای داد دو دستت که دامن من گیربداد عقل که تا راه آسمان گیری
- غزل شمارهٔ ۳۰۵۹ جلال الدین محمد مولویچه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامیکه عشق سلطنت است و کمال و خودکامی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۶ جلال الدین محمد مولویبگفتمش که یکی نامهای به دست صبابدادمی عجب آورد گفت گستردی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۷ جلال الدین محمد مولویبیا بگو که چه باشد الست عیش ابدملنگ هین به تکلف که سخت رهواری
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۸ جلال الدین محمد مولویفرست باده جان را به رسم دلداریبدان نشان که مرا بینشان همیداری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۰ جلال الدین محمد مولویاگر دلت به بلا و غمش مشرح نیستیقین بدانک تو در عشق شاه مختصری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۱ جلال الدین محمد مولویروان چرات نیابد چو پر و بال ویینظر چرات نبیند چو مایه نظری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۲ جلال الدین محمد مولویبدان رخی بنگر کو نمک ز حق داردبود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ جلال الدین محمد مولویمگوی عیب کسان را به غیب دان بنگرزبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۵ جلال الدین محمد مولویاز این درخت بدان شاخ و بر نمیبینیسه شاخ داری کور و کری و گرگینی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۷ جلال الدین محمد مولویبده بده که چه آوردهای به تحفه مرابنه بنه بنشین تا دمی برآسایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۸ جلال الدین محمد مولویهزار کوزه زرین به جای آن بدهممگیر سخت مرا ز آنچ رفت در مستی
