جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۳۱ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ جلال الدین محمد مولویزان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر استشیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ جلال الدین محمد مولویتا ابد این رخ خورشید سحر در سحرستتا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ جلال الدین محمد مولویچو شکر یک دل و آغشته این شیر شویدکه ظریفید و لطیفید و نکومقدارید
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ جلال الدین محمد مولویهین خمش دل پنهانست کجا زیر زبانآشکارا شود این دل چو زبان برخیزد
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ جلال الدین محمد مولویصنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آرند
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ جلال الدین محمد مولویهر دم از جورش دل آرد نو خبرغم دل ترسنده را غماز کرد
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ جلال الدین محمد مولویتا که میشد خون من انگوروارسالها انگور دل را میفشرد
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ جلال الدین محمد مولویدر دل خلقند چون دیده منیرآن شهان کز بهر دیدار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ جلال الدین محمد مولویحلقه حلقه عاشقان و بیدلانبر امید بوی دلدار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ جلال الدین محمد مولویتن مَپرور، زانک قربانیست تندل بپرور، دل به بالا میرود
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ جلال الدین محمد مولویبلبل دل تا ابد سرمست بادطوطی جان هم شکرخاینده باد
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ جلال الدین محمد مولویچشم دل بگشا و در جانها نگرچون بیامد چون شد و چون میرود
