جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۵۵۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۳۴۷۶ صائببه تهیدستی من موج کجا می خندید؟از حباب من اگر ضبط نفس می آمد
- غزل شمارهٔ ۳۴۷۸ صائبجگر خاک ز تیغ تو بدخشان گردیددل سنگ تو همان رنگ نمی گرداند
- غزل شمارهٔ ۳۴۸۱ صائبدل به نظاره او شد که دگر باز آیدآب گردید و در آن لعل گهر بماند
- غزل شمارهٔ ۳۴۹۳ صائبرو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگاندام از دیده خود در ره قاتل بستند
- غزل شمارهٔ ۳۵۰۱ صائباستخوان در تن من پنجه مرجان گردیدزان میی کز لب لعل تو به جامم کردند
- غزل شمارهٔ ۳۵۰۳ صائبمحو یکتایی نقاش نگردید کسیهمه چون آینه بر نقش پراکنده زدند
- غزل شمارهٔ ۳۵۱۱ صائبخار در دیده موری نتوانند شکستدر خراش جگر خود ید طولی دارند
- غزل شمارهٔ ۳۵۱۴ صائببا ضعیفان به ادب باش که عیسی صفتاندر فتادن خطر از دیده سوزن دارند
- غزل شمارهٔ ۳۵۲۹ صائبشحنه دیده وری کو، که درین فصل بهارهرکه دیوانه نگشته است به زنجیر کند
- غزل شمارهٔ ۳۵۳۱ صائبدر صدف چشم محال است گهر باز کندگره از دیده پوشیده سفر باز کند
- غزل شمارهٔ ۳۵۳۸ صائبمکث لب تشنه دیدار به جنت نکندبرق در بوته خاشاک اقامت نکند
- غزل شمارهٔ ۳۵۴۵ صائبشوخ چشمان که ندارند حیا در دیدهبی طلب در همه بزمی چو مگس می آیند
