جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۹۹ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۸ جلال الدین محمد مولویکاین غمزه مست خونی توکشتهست هزار و خونبها نی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۴ جلال الدین محمد مولویدر غمت بوالحسنان مذهب و دین گم کردندزان سبب که حسن اندر حسن اندر حسنی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۵ جلال الدین محمد مولویچون مه پی فزایش غمگین مشو ز کاهشزیرا ز بعد کاهش چون مه در ازدیادی
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۰ جلال الدین محمد مولویتا یار زنده باشد کوهی کنی تو سدشچون در غمش بکشتی در غار میکشانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۶ جلال الدین محمد مولویگوید غمت ز تیزی وقتی که خون تو ریزیکای دل تو خود چه چیزی وی جان تو خود کدامی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۰ جلال الدین محمد مولویتیری ز غمزه خود انداخت بر من آمدتیری بدان شگرفی در لاغری شکاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۲ جلال الدین محمد مولویای خم خسروان که تو داروی هر غمیرنجور نیستی تو چرا سر گرفتهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۴ جلال الدین محمد مولویغمزه عجبتر است که چون تیر میپردیا ابروی که بهر کمانی نهادهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۷ جلال الدین محمد مولویای مرغ عرش آمده در دام آب و گلدر خون و خلط و بلغم و صفرا چگونهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ جلال الدین محمد مولویگر حسن حسن او است کجا عافیت کجابا غمزههای آتش او کو سلامتی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۱ جلال الدین محمد مولوییک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دارمست غمت را بیار رسم نگهبانیی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۸ جلال الدین محمد مولویمست نیم ای حریف عقل نرفت از سرمغمزه جادوش کرد جان مرا ساحری
