جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۸۴ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ جلال الدین محمد مولویچشم شوخ تو چو آغاز کند بوالعجبیآدم کافر و ابلیس، مسلمان آرند
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ جلال الدین محمد مولویآنک سرمست نباشد برمد از مردمتا نگویند کز او بوی صبا میآید
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ جلال الدین محمد مولویکرد دیدم کو کند دزدی ولیککرد ما را بین که او دزدید کرد
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ جلال الدین محمد مولویتا نگردی ریش گاو مردمیسر به سر خود ریش و دستار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ جلال الدین محمد مولویچون این طرف دویدم چوگانش حمله آردسوی خودم کشاند این سر بگو کی داند
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ جلال الدین محمد مولویمن دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدممن خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ جلال الدین محمد مولویغم خصم خویش داند هم حد خویش دانددر خدمت مطیعان جز چون زمین نباشد
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ جلال الدین محمد مولویخفته نمود دلبر گفتم ز باغ زودشفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ جلال الدین محمد مولویگر عید وصل تست منم خود غلام عیدبهر تست خدمت و سجده و سلام عید
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ جلال الدین محمد مولویصبحدمی همچو صبح پرده ظلمت دریدنیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ جلال الدین محمد مولویگریزپای چو بادم ز عشق گل نه گلی کهز بیم باد خزانی ز بوستان بگریزد
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ جلال الدین محمد مولویبه خوان عشق نشستم چشیدم از نمک اوچو لقمه کردم خود را مرا چو عشق گلو شد
