جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۷۰۰ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ جلال الدین محمد مولویبه صدف مانم خندم چو مرا درشکنندکار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویدم مزن ور بزنی زیر لب آهسته بزندم حجاب است یکی تو کن و صدتوی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ جلال الدین محمد مولویای عاشق موفق وی صادق مصدقمیبایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ جلال الدین محمد مولویچون زین قفس برستی در گلشن است مسکنچون این صدف شکستی چون گوهر است مردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ جلال الدین محمد مولویتو در جهان غریبی غربت چه میکنی ؟قصد کدام خستهجگر میکنی؟ مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ جلال الدین محمد مولویبه آفتاب و به مهتاب التفات مکنیگانه باش و به جز قصد آن یگانه مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ جلال الدین محمد مولویچو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر اوچو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ جلال الدین محمد مولویبر هر که زد این برهان جان یابد و سیصد جانباور نکنی این را بر چوب و حجر برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ جلال الدین محمد مولویمگر بیقصد افتی کو کریم استخطاکن را ز عفو او غمان کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ جلال الدین محمد مولویهله جان بخش بیا ای صدقات تو حیاتبه از این خیر نباشد به جز این کار مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ جلال الدین محمد مولویخشمی است همچو خاک و یکی خاک بر دهدنسرین و سوسن و گل صدبرگ مشک بو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ جلال الدین محمد مولویچو در صبر آیم بود صدر اوچو از غم بسوزم بود مجمر او
