جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۲۴ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ جلال الدین محمد مولویگر تو سر حق بدانستی برو با سر بباشزانک این اسرار ما را خوی آن اسرار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ جلال الدین محمد مولویچو در این حوض درافتی همه خویش بدو دهبه مزن دستک و پایک تو به چستی و شهامت
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ جلال الدین محمد مولویتا بدانی که تکبر همه از بیمزگیستپس سزای متکبر سر بیذوق بس است
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ جلال الدین محمد مولویهمه دلها چو کبوتر گرو آن برجندزانک جانی است که او زنده کن هر بدنست
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ جلال الدین محمد مولویآفتاب رخش امروز زهی خوش که بتافتکه هزاران دل از او لعل بدخشان شده است
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ جلال الدین محمد مولوینوبهاری کو نوی خود بدیدجان گلزارست اما زار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ جلال الدین محمد مولویآن آفتاب خوبی چون بر زمین بتابدآن دم زمین خاکی بهتر ز آسمانست
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ جلال الدین محمد مولویامروز جان بیابد هر جا که مردهای استچشمی دگر گشاید چشمی که اعمش است
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ جلال الدین محمد مولویچاکرنوازیست که کردست عشق توور نی کجا دلی که بدان عشق درخورست
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ جلال الدین محمد مولویامروز آن کسی که مرا دی بداد پندچون روی تو بدید ز من عذرها بخواست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ جلال الدین محمد مولویآن آفتاب کز دل در سینهها بتافتبر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ جلال الدین محمد مولویعشقست و عاشقست که باقیست تا ابددل بر جز این منه که به جز مستعار نیست
