جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۴۴ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ جلال الدین محمد مولویرو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیششکی پیش رود با او بدفعلی و طراری
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۶ جلال الدین محمد مولویشیری است که میجوشد خونی است نمیخسبدخربنده چرا گشتی شه زاده ارکانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۸ جلال الدین محمد مولویمصباح و زجاجی تو پیش دو سه نابینااز عربده کوران وز زخم عصا چونی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ جلال الدین محمد مولویمن زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابماو هر طرفی یابد شوریده و شیدایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ جلال الدین محمد مولویتن روح برافشاند چون دست برافشانیمرده ز تو حال آرد چون شعبده بنمایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۸ جلال الدین محمد مولوییا رب چه خجستهست ملاقات جمالتآن لحظه که چون بدر بر این صدر برآیی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ جلال الدین محمد مولویاز عقل دو صدپر دو سه پر بیش نماندهستو آن نیز بدان ماند که در زیر نقابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ جلال الدین محمد مولویامروز در این شهر نفیر است و فغانیاز جادوی چشم یکی شعبده خوانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۷ جلال الدین محمد مولویامروز سماع است و شراب است و صراحییک ساقی بدمست یکی جمع مباحی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۴ جلال الدین محمد مولویزان شب که سر زلف تو در خواب بدیدمحیران و پریشانم و تعبیر نکردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۳ جلال الدین محمد مولویبدین خوف و رجاها منعقد شدکه از هر ضد ضد بر میگشایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ جلال الدین محمد مولویهمه صحرا گل است و ارغوان استبدان یک دم که در صحرا دمیدی
