جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۷۸ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ جلال الدین محمد مولویصاف جانها سوی گردون میروددرد جانها سوی هامون میرود
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ جلال الدین محمد مولویآن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریزوالله که در دو عالم نی درد و درد ماند
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ جلال الدین محمد مولویاز باده گزافی شد صاف صاف صافیوز درد هر دو عالم جوشید و بر سر آمد
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ جلال الدین محمد مولویبنگر هزار گول سلیم اندر این جهاندامان زر دهند و خرند از بلیس درد
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ جلال الدین محمد مولویچون یوسفی بدید چو گرگان همیدردچون مؤمنی بدید چو کفار میکشد
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ جلال الدین محمد مولویدُرد به پستی نشست صاف ز دُردی برستگردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ جلال الدین محمد مولویبه روز مرگ چو تابوت من روان باشدگمان مبر که مرا درد این جهان باشد
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ جلال الدین محمد مولویبرای زخم چنین غازیان بود مرهمکسی که درد ندارد بدو دوا مدهید
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ جلال الدین محمد مولویبرای خیالی شده چون خیالیبجز درد و رنج و عنایی ندارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ جلال الدین محمد مولویگفتم که ای جان خود جان چه باشدای درد و درمان درمان چه باشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ جلال الدین محمد مولویاز دل بیدلم قرار مجویکاندر او درد بیقرار نهاد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ جلال الدین محمد مولویچون جدا گشت عاشق از معشوقبرد معشوق ناز و عاشق درد
