جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۸۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ جلال الدین محمد مولویور دو دیده به تو روشن گرددکوری دیده شیطان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ جلال الدین محمد مولویای پیر جان فطرت پیر عیان نه فکرتپیری نه کز قدیدی مویش چو شیر باشد
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ جلال الدین محمد مولویجان گفت من مریدم زایندهٔ جدیدمزایندگان نو را رزق جدید باید
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ جلال الدین محمد مولوینی دیده هر دلی را دیدار مینمایدنی هر خسیس را شه رخسار مینماید
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ جلال الدین محمد مولویجز حق اگر به دیدن او غمزهای کندآن دیده را به مهر ابد بیخبر کنند
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ جلال الدین محمد مولویآن گوش انتظار خبر نوش میکندوان چشم اشکبار به دیدار میرسد
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ جلال الدین محمد مولویگلزار چرخ چونک گلستان دل بدیددر رو کشید ابر و ز دل شرمسار شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ جلال الدین محمد مولویخود پر کند دو دیده ما را به حسن خویشگر ماه آن ببیند در حال سر دهد
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ جلال الدین محمد مولویزانسو که تُرک شادی و هندوی غم رسیدآمد شدیست دایم و راهیست ناپدید
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ جلال الدین محمد مولویرغم حسودان دین کوری دیو لعینکحل دل و دیده در چشم مرمد رسید
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ جلال الدین محمد مولویسحر خدا آفرید در دل هر کس پدیدکیسهٔ جوزا برید همچو سها میرود
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ جلال الدین محمد مولویبپرسم از گل کان حسن از که دزدیدیز شرم سست بخندد ولی کجا گوید
