جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۷۹ از ۳۵۰
- بخش ۱۶ - مسافر وارد میشود به شهر کابل و حاضر میشود بحضور اعلیحضرت شهید اقبال لاهوریجانم از سوز کلامش در گدازدست او بوسیدم از راه نیاز
- بخش ۸ - فلک قمر اقبال لاهوریآن سکوت آن کوهسار هولناکاندرون پر سوز و بیرون چاک چاک
- بخش ۲۲ - محکمات عالم قرآنی خلافت آدم اقبال لاهوریشعله ئی کز وی شرر ها در گسستجان و تن بی سوز او صورت نبست
- بخش ۱۷ - در معنی اینکه نظام ملت غیر از آئین صورت نبندد و آئین ملت محمدیه قرآن است اقبال لاهوریآن جگر تاب بیابان کم آبچشم او احمر ز سوز آفتاب
- بخش ۸ - مرد حر اقبال لاهوریپای خود را آنچنان محکم نَهدنبضِ ره از سوز او بر می جَهَد
- بخش ۱۳۹ - بندگی نامه اقبال لاهوریشعله اش گیرنده چون کلب عقورهولناک و زنده سوز و مرده نور
- بخش ۴ - حکمت کلیمی اقبال لاهوریصدق و اخلاص و نیاز و سوز و دردنی زر و سیم و قماش سرخ و زرد
- بخش ۳ - تمهید : در معنی ربط فرد و ملت اقبال لاهوریآتشی از سوز او گردد بلنداین شرر بر شعله اندازد کمند
- بخش ۵ - ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه رکن اول: توحید اقبال لاهورینقش او گر سنگ گیرد دل شوددل گر از یادش نسوزد گل شود
- بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک جلال الدین محمد مولویوز سَرِ سوزن همی جوید سرشور نیابد، میکُند با لب تَرَش
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویسوی چپش بس جهانسوز آتشیسوی دست راستش جوی خوشی
- بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید جلال الدین محمد مولویدر شب تاریک جوی آن روز راپیش کن آن عقل ظلمتسوز را
