جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۸۷۴ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ جلال الدین محمد مولویدیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل راناگهان گیرد گلوی عقل آدم سان ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ جلال الدین محمد مولویآمد مهی که مجلس جان زو منورستتا بشکند ز باده گلگون خمار ما
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ جلال الدین محمد مولویاگر تو عاشق عشقی و عشق را جویابگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ جلال الدین محمد مولویعجب آن شهره بازار خوبیعجب آن رونق گلزار چونست
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ جلال الدین محمد مولویرویهای زرد بین و باده گلگون بدهزانک از این گلگون ندارد بر رخ و رخسار مست
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ جلال الدین محمد مولویبحر میغرد و میگوید کای امت آبراست گویید بر این مایده کس را گله هست
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ جلال الدین محمد مولویای بسا شاد گلی کز دم حق خندان استلیک هر جان بنداند ز چه خندان شده است
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ جلال الدین محمد مولویخویش و بیخویشی به یک جا کی بودهر گلی کز ما بروید خار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ جلال الدین محمد مولویای نوبهار حسن بیا کان هوای خوشبر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ جلال الدین محمد مولویزان می زبان بیابد آن کس که الکنستزان می گلو گشاید آن کش گلوی نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ جلال الدین محمد مولویزهره و مه دف زن شادی ماستبلبل جان مست گلستان ماست
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ جلال الدین محمد مولویهمچو شکر با گلت آمیختمنیست عجب گر سر خاریم نیست
