جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۳۲ از ۱٬۰۳۳
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیمور از تشت برون آید و این ممکن نیستکاختر تیرهٔ خصمت بدر آید زو بال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده وحشی بافقیماتم فرزند پیغمبر بود بر جمله فرضگر یزیدی سیرتی این را نداند گو بدان
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیز موج دمبدم در وقت توفاننهادی نردبان بر بام کیوان
- در ستایش کاخ میرمیران وحشی بافقینعمتش چون نعیم جنت عامآتشش نابدیده پخته طعام
- سوگواری بر مرگ شاه وحشی بافقیجای آن دارد که همچون بندگانش آسمانآنقدر سر بر زمین کوبد که سد جا بشکند
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیچنین تا چند از غم زار باشمبدینسان روی بر دیوار باشم
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیبسا ناگفتنی کز گفتنش مردکند هنگامهٔ جان بر بدن سرد
- بخش ۶ - لا اله الا الله اقبال لاهوریتا نه رمز لااله آید بدستبند غیر الله را نتوان شکست
- بخش ۴ - در معنی اینکه ملت از اختلاط افراد پیدا میشود و تکمیل تربیت او از نبوت است اقبال لاهوریتا خدا صاحبدلی پیدا کندکو ز حرفی دفتری املا کند
- بخش ۱۳ - حرکت به و وادی یرغمید که ملائکه او را وادی طواسین مینامند اقبال لاهوریخون ازو اندر بدن سیار ترقلب از روح الامین بیدار تر
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریقطرهٔ شبنم که از ذوق نمودعقدهٔ خود را بدست خود گشود
- بخش ۱۶ - مسافر وارد میشود به شهر کابل و حاضر میشود بحضور اعلیحضرت شهید اقبال لاهوریگفت «از آن آتش که داری در بدنمن ترا دانم عزیز خویشتن
