جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۵۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ جلال الدین محمد مولویمست آمد دوش آن مه افکنده کمر در رهآگه نبد از مستی او از کمر افتادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ جلال الدین محمد مولویدیوانه و مستی را خواهی که بشورانیزنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ جلال الدین محمد مولویگر باغ و سرا داری با مرگ چه پا داریدر گور گل اندوده رو کم ترکوا برخوان
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ جلال الدین محمد مولویشه هندوی بنگی را آن مایه شنگی راآن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ جلال الدین محمد مولویسرمست شدم ای جان وز دست شدم ای جانای دوست خمارم را از لعل لبت بشکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ جلال الدین محمد مولویای سرده صد سودا دستار چنین می کنخوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ جلال الدین محمد مولویبجو باده گلگون از آن دلبر موزونکه این دم مه گردون روان گشت به میزان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ جلال الدین محمد مولویبا پر تو مرغان ضمیر دل ما رادر جنت فردوس حرام است پریدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویچون می خلد آن چشم بجو دارو و درمانتا بازرهی از خلش و آب دویدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ جلال الدین محمد مولویای آنک به عشق رخ تو واجب و حق استآیینه دل را ز خرافات زدودن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ جلال الدین محمد مولویبفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ جلال الدین محمد مولویز گردشهای تو می داند آن کسکه گردون را بگرداند خمش کن
