جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۴۷ نتیجه برای «جان» با فیلتر خاقانی، غزل · صفحهٔ ۱ از ۲۱
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ خاقانی شروانیجان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشیدانم که تو ز آن لبها جانی دگرم بخشی
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ خاقانی شروانیجان از تنم برآید چون از درم درآئیلب را به جای جانی بنشان به کدخدائی
- غزل شمارهٔ ۲۳ خاقانی شروانیدل پیشکش تو جان نهاده استعشقت به دل جهان نهاده است
- غزل شمارهٔ ۷۷ خاقانی شروانیبه جائی رسید عشق که بر جای جان نشستسلامت کرانه کرد، خود اندر میان نشست
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ خاقانی شروانیلب جانان دوای جان بخشددرد از آن لب ستان که آن بخشد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ خاقانی شروانیزین وجودت به جان خلاص دهندبازت از نو وجود خاص دهند
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ خاقانی شروانیعقل ما سلطان جان میخواندشمجلسافروز جهان میخواندش
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ خاقانی شروانیتا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردنبا انده او زشت است اندوه جهان خوردن
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ خاقانی شروانیهر زمان بر جان من باری نهیوین دل غمخواره را خاری نهی
- غزل شمارهٔ ۶ خاقانی شروانیبه زبان چرب جانا بنواز جان ما رابه سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
- غزل شمارهٔ ۱۲ خاقانی شروانیدرد زده است جان من میوهٔ جان من کجادرد مرا نشانه کرد دردْ نشان من کجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ خاقانی شروانیگر مدعی نهای غم جانان به جان طلبجان چون به شهر عشق رسد نورَهان طلب
