جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱۷ نتیجه برای «زر» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱ از ۱۰
- بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن وحشی بافقیچو آن زرین قلم از خانهٔ زرکشید از سیم مدبر لوح اخضر
- شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزد وحشی بافقیزری که میطلبم دوش لطف فرمودیز من کسی نستاند به سد هزار نیاز
- شمارهٔ ۱۹۲ وحشی بافقیبر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفتاین گدا را بین که اظهار تجمل میکند
- شمارهٔ ۳۶۹ وحشی بافقیکشیده باد مرا میل آهنین در چشماگر کنم به زر آفتاب چشم سیاه
- شمارهٔ ۲۶۰ وحشی بافقیگو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیمآنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق
- شمارهٔ ۳۱۴ وحشی بافقیگوگرد احمر کی کند کار غبار راه تواین کیمیاگر باشدم خاک سیه را زر کنم
- شمارهٔ ۳۱۶ وحشی بافقیدیوانه طینتیم زر و سنگ ما یکیستاینیم اگر عزیز و گر خوار عالمیم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیدادند بهر لعل زر نقره خنگ تودر کورهٔ سپهر زر مهر را گداز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیاز رکاب زر بکش پا در گذرگاه سلوکپای سالک را در این راه است گلگون آبله
- بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق وحشی بافقیبیا زین کیمیا زر کن مست راغنی گردان وجود مفلست را
- خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامهٔ ناظر شادمان گردیدن وحشی بافقینباشد تا کششها از زر نابدود کی از پیش بیتاب سیماب
- در ستایش کاخ میرمیران وحشی بافقیقلزم ژرف و آبش از کوثراندر او عکس مهر زورق زر
