جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۳۲ نتیجه برای «خور» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۱ از ۵۳
- شمارهٔ ۲۶ جامیچیست خور در خم این دایره خرگاهیعکسی از شعشعه طلعت شاهنشاهی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ ناصرخسرو قبادیانیای به خور مشغول دایم چون نباتچیست نزد تو خبر زین دایرات؟
- شمارهٔ ۶ جامیرخشنده جرم خور که بر این سبز طارم استقندیل گورخانه شاهان عالم است
- شمارهٔ ۱۸۵ - در عزلت و حکمت و موعظه و ریاضت و انتباه و ارشاد خاقانی شروانیما را دلی است زله خور خوان صبحگاهجانی است خاک جرعهٔ مستان صبحگاه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ ناصرخسرو قبادیانیهر که چون خر فتنهٔ خواب و خور استگرچه مردمصورت است آن هم خر است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ ناصرخسرو قبادیانیکسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارداگر چه چهرهش خوب است طبع خر دارد
- شمارهٔ ۱۲ رودکی سمرقندیخود خور و خود ده کجا نبود پشیمانهرکه بداد و بخورد از آنچه که بَلْفَخْت
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ ناصرخسرو قبادیانیبه دو سوی صف دو برادر مبارزابا هر یکی پنج فرزند در خور
- شمارهٔ ۱۲۷ رودکی سمرقندیای بر همه میران جهان یافته شاهیمیْ خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی
- شمارهٔ ۵۲ - در رثاء زوجهٔ خود خاقانی شروانیخون خور خاقانیا مخور غم روزیروز به شب کن که روزگار تو گم شد
- شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیدوش چون خورشید را مصروع خاور ساختندماه نو را چون حمایل چفته پیکر ساختند
- شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیگفت مخور غم بیا باده خور از بهر آنکغم نخورد هر که را هست چو من غمگسار
