اثر

زبور عجم اقبال لاهوری

«زبور عجم» اقبال لاهوری در این آرشیو ۱۴۲ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۱۴۲
صفحه
۹

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۱۶ وزن)

اشعار (۱۴۲ مورد · نمایش ۹۷ تا ۱۱۲)

  1. ۹۷بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد استجهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد استولی چشمی که بینا شد نگاهش بر دل افتاد استخواندن شعر ‹
  2. ۹۸بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی رانیابی در جهان یاری که داند دلنوازی رابخود گم شو نگه دار آبروی عشق بازی راخواندن شعر ‹
  3. ۹۹بخش ۹۹ - علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیستعلمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیستواماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیستخواندن شعر ‹
  4. ۱۰۰بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردنچو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردنهمین خاک سیه را جلوه گاهی میتوان کردنخواندن شعر ‹
  5. ۱۰۱بخش ۱۰۱ - کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پیکشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پیبنور دیگران افروختی پیمانه پی در پیخواندن شعر ‹
  6. ۱۰۲بخش ۱۰۲ - عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل استعشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل استجلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل استخواندن شعر ‹
  7. ۱۰۳بخش ۱۰۳ - بیا که خاوریان نقش تازه‌ای بستندبیا که خاوریان نقش تازه‌ای بستنددگر مرو به طواف بتی که بشکستندخواندن شعر ‹
  8. ۱۰۴بخش ۱۰۴ - عشق را نازم که بودش را غم نابود نیعشق را نازم که بودش را غم نابود نیکفر او زنار دار حاضر و موجود نیخواندن شعر ‹
  9. ۱۰۵بخش ۱۰۵ - بر دل بیتاب من ساقی می نابی زندبر دل بیتاب من ساقی می نابی زندکیمیا ساز است و اکسیری بسیمابی زندخواندن شعر ‹
  10. ۱۰۶بخش ۱۰۶ - فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزیفروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزیزمین از کوکب تقدیر ما گردون شود روزیخواندن شعر ‹
  11. ۱۰۷بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقجز اینکه منکر عشق است کافر و زندیقخواندن شعر ‹
  12. ۱۰۸بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلباز همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلبهم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلبخواندن شعر ‹
  13. ۱۰۹بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینیبینی جهان را خود را نبینیتا چند نادان غافل نشینیخواندن شعر ‹
  14. ۱۱۰بخش ۱۱۰ - من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌هامن هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌هاشب‌ها که سحر گردد از گردش کوکب‌هاخواندن شعر ‹
  15. ۱۱۱بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودتو کیستی ز کجائی که آسمان کبودهزار چشم براه تو از ستاره گشودخواندن شعر ‹
  16. ۱۱۲بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجادیار شوق که درد آشناست خاک آنجابه ذره ذره توان دیده جان پاک آنجاخواندن شعر ‹