بخش
دفتر اول جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۱۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۷).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۷
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹بخش ۴۹ - سؤال دیگر از زبان غلامگفت شاها چو فیض جود تو دادقابلان را قبول استعدادخواندن شعر ‹
- ۵۰بخش ۵۰ - جوابگفت اعیان همه صفات مراصورتند و شئون ذات مراخواندن شعر ‹
- ۵۱بخش ۵۱ - سؤال دیگرگفت شاها چو فعل و نیت منهست بر وفق قابلیت منخواندن شعر ‹
- ۵۲بخش ۵۲ - جواب آنگفت هر جا شد این شناساییموجب عطلت و تن آساییخواندن شعر ‹
- ۵۳بخش ۵۳ - مخاطبة مع المکاشفین بسر القدرای مکاشف شده به سر قدرپرده جد و اجتهاد مدرخواندن شعر ‹
- ۵۴بخش ۵۴ - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمینمتقی نفس خویش را چو شناختدر شرورش وقایه حق ساختخواندن شعر ‹
- ۵۵بخش ۵۵ - اشارة الی قوله تعالی حکایة عن الخلیل علیه السلام و اذا مرضت فهو یشفینبه هدایت سرای قرآن آیادب آموز از خلیل خدایخواندن شعر ‹
- ۵۶بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلباَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحابطُرُقُ العِشْقِ کُلُّها آدابخواندن شعر ‹
- ۵۷بخش ۵۷ - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبودشاعری در سخنوری ساحردر فن مدح گستری ماهرخواندن شعر ‹
- ۵۸بخش ۵۸ - حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماستآن یکی پیش عالمی فاضلگفت کای در علوم دین کاملخواندن شعر ‹
- ۵۹بخش ۵۹ - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارندخلق عالم همه درین کارندرو به وهم و خیال خود دارندخواندن شعر ‹
- ۶۰بخش ۶۰ - اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه اللهاز نبی اینما تولوا خوانثم وجه اللاه ش متمم دانخواندن شعر ‹
- ۶۱بخش ۶۱ - در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هستگر مصلی کند به وقت صلاةروی در کعبه از جمیع جهاتخواندن شعر ‹
- ۶۲بخش ۶۲ - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهاتچون نه جسم است حق نه جسمانینه هیولاست نی هیولانیخواندن شعر ‹
- ۶۳بخش ۶۳ - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع استحمد تسبیح حق بدین قانونکه رسانیده شد به عرض اکنونخواندن شعر ‹
- ۶۴بخش ۶۴ - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل استگرچه آمد بسیط اصل کلامباشد آن را مراتب و اقسامخواندن شعر ‹
