بخش
دفتر اول جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۱۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۷).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۷
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۱۳بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازندآن که شرع خدای ازوست تباهنیست گویا ز سر شرع آگاهخواندن شعر ‹
- ۱۱۴بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارفزاهدی می گذشت در راهیفاسقی را بدید ناگاهیخواندن شعر ‹
- ۱۱۵بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلقوان دگر آن که صحبت مولاکرد ایثار بر همه دنیاخواندن شعر ‹
- ۱۱۶بخش ۱۱۶ - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارمکلکی بود عاشق گلکیشوخکی مشکبار کاکلکیخواندن شعر ‹
- ۱۱۷بخش ۱۱۷ - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمدقدوه عارفان به سر قدمقطب حق صاحب فصوص حکمخواندن شعر ‹
- ۱۱۸بخش ۱۱۸ - اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت استچون نشستن خموش نتوانمباری از خامشی سخن رانمخواندن شعر ‹
- ۱۱۹بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده استگشت پرباد مفسدی را بوقبرد نفسش نفیر بر عیوقخواندن شعر ‹
- ۱۲۰بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسدآدمی ز اصل فطرت آمد صافاز صفا قابل همه اوصافخواندن شعر ‹
- ۱۲۱بخش ۱۲۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمتمصطفی کش جوامع الکلم استکه بدان سلک شرع منتظم استخواندن شعر ‹
- ۱۲۲بخش ۱۲۲ - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنندقول صادر ز فاعل مختارچار نوع است گوش با من دارخواندن شعر ‹
- ۱۲۳بخش ۱۲۳ - بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آنهر نفس نورسیده مهمانیستپاس او دار اگر تو را جانیستخواندن شعر ‹
- ۱۲۴بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آنچون سکندر به قصد آب حیاتکرد عزم عبور بر ظلماتخواندن شعر ‹
- ۱۲۵بخش ۱۲۵ - در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندرچون رسید از خدا کتاب و رسولآن برد پیشرفت وین به قبولخواندن شعر ‹
- ۱۲۶بخش ۱۲۶ - سؤال و جوابگر تو گویی به حکم عقل روانیست قلب حقایق اشیاخواندن شعر ‹
- ۱۲۷بخش ۱۲۷ - التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجاتیا جلی الظهور و الاشراقکیست جز تو در انفس و آفاقخواندن شعر ‹
- ۱۲۸بخش ۱۲۸ - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکینشاه این راه کز سر معنیبود ادعوا الی الله ش دعویخواندن شعر ‹
