بخش
دفتر اول جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۱۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۷).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۷
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - اشارت به آنکه گفته اند الصوفی کاین باینهر که حق داد نور معرفتشکاین باین بود صفتشخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب بهذکر گنج است و گنج پنهان بهجهد کن داد ذکر پنهان دهخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آنحرفها را به وقت نطق و بیانشفه آمد منصه اعلانخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - اشارت به آنکه در ترکیب و ترتیب حروف کلمه طیبه اشعاری هست به ستر توحید که مفهوم و مضمون آنستنیست لا اله الا اللهبه حقیقت بجز سه حرف الهخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - قال بعض کبراء العارفین قدس سره معنی لااله الاالله ان لا شی ء مما یدعی الها غیراللهمعنی لااله الااللهآن بود پیش عارف آگاهخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایندمی زند شیخ ما ز شور و شغبصیحه صبحگاه و هی هی شبخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - تمثیلمرده لوزینه پز چو از کینهسازد از سیر حشو لوزینهخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - در بیان فرق میان رقص ارباب نقص و حال اهل کمالرقص ناقص به سوی نقص بودجنبش کاملان نه رقص بودخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - تمثیلجغد مسکین نشسته پهلوی بازچون از آنجا دهندشان پروازخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیهوان دگر شیخ پیش خلق جهانکرده خود را علم به ذکر نهانخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستمروستایی ز دست باران جسترفت و در پای ناودان بنشستخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اندآنچه کردم بیان درین گفتارنیست بر ذکر سر و جهر انکارخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهدآن زمان از ریا و عجب رهیکه شوی پیر را رهین و رهیخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهمبا هر که نشستی و نشد جمع دلتوز تو نرمید زحمت آب و گلتخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشدسر مقصود را مراقبه کننقد اوقات را محاسبه کنخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس استخواجه نقشبند بند گشاینقش غیر از دل مرید زدایخواندن شعر ‹
