بخش

دفتر اول جامی

این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۱۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۷).

مورد منتشرشده
۱۷۷
صفحه
۱۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۷۷ مورد · نمایش ۳۳ تا ۴۸)

  1. ۳۳بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیدهشد جوانی ز سالکان طریقبا یکی پیرکار دیده رفیقخواندن شعر ‹
  2. ۳۴بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذردخواجه پاک دین پاک نفسروح الله روحه الاقدسخواندن شعر ‹
  3. ۳۵بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدرشاه دین شافعی مطلبیگفت عمری پی خدا طلبیخواندن شعر ‹
  4. ۳۶بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستندعارفی گفت هر که یارم شدخصم جان امیدوارم شدخواندن شعر ‹
  5. ۳۷بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیکهم به هر قبه ای تو را روییستهم به هر جانبیت پهلوییستخواندن شعر ‹
  6. ۳۸بخش ۳۸ - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدرآن دگر نکته را که کرد اداشافعی از کلام اهل هدیخواندن شعر ‹
  7. ۳۹بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبرنبرد فعل را چه خیر و چه شرآنچه گفتم ز اختیار بدرخواندن شعر ‹
  8. ۴۰بخش ۴۰ - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشدگر تو گویی چو بنده مامورهست در اختیار خود مجبورخواندن شعر ‹
  9. ۴۱بخش ۴۱ - حکایت بر سبیل تمثیلداشت پور سبکتگین دو غلامگلرخ و لاله روی و سرو خرامخواندن شعر ‹
  10. ۴۲بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام راشاه روزی به اتفاق شکارخیمه بر بیشه زد ز شهر و دیارخواندن شعر ‹
  11. ۴۳بخش ۴۳ - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویشآن یکی چست از زمین برجستتیغ جست و میان به کین در بستخواندن شعر ‹
  12. ۴۴بخش ۴۴ - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاهشاه چون اضطراب او می دیدزیر لب نرم نرم می خندیدخواندن شعر ‹
  13. ۴۵بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شودچون گذشت از حد آن جحود و عنادشاه گفتا خدات صبر دهادخواندن شعر ‹
  14. ۴۶بخش ۴۶ - اشارت به آنکه امر دو قسم است ایجادی و ایجابیبر دو قسم است امر اگر یابیامر ایجادی است و ایجابیخواندن شعر ‹
  15. ۴۷بخش ۴۷ - سؤال غلام گناهکار از شاه گردون اقتدارگفت شاها چو نهی و امر از توستقدرت و فعل زید و عمرو از توستخواندن شعر ‹
  16. ۴۸بخش ۴۸ - جواب پادشاه از سؤال غلامگفت بر عارفان بود معلومکه شما حاکمید و من و محکومخواندن شعر ‹