بخش

دفتر اول جامی

این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۱۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۷).

مورد منتشرشده
۱۷۷
صفحه
۱۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۷۷ مورد · نمایش ۹۷ تا ۱۱۲)

  1. ۹۷بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده استمرد مخلص نگشته از خود پاکباشد اخلاص او همه اشراکخواندن شعر ‹
  2. ۹۸بخش ۹۸ - تمثیلخس و خاشاک بین که در تگ پامی رود لحظه لحظه جای به جاخواندن شعر ‹
  3. ۹۹بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنندبار دیگر چو برد حضرت شاهاز خراسان سوی عراق سپاهخواندن شعر ‹
  4. ۱۰۰بخش ۱۰۰ - تمثیلسگکی می شد استخوان به دهانکرده ره بر کنار آب روانخواندن شعر ‹
  5. ۱۰۱بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شدگازری در در نواحی بغدادبود در کار گازری استادخواندن شعر ‹
  6. ۱۰۲بخش ۱۰۲ - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طورهفرخ آن کس که وار خود بشناختکار خود را به وار خود پرداختخواندن شعر ‹
  7. ۱۰۳بخش ۱۰۳ - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اولبه تمنای سیر و نیت گشتواعظی بر حدود غور گذشتخواندن شعر ‹
  8. ۱۰۴بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مردپهلوانی ز پر دلان عجممی زد اندر طواف کعبه قدمخواندن شعر ‹
  9. ۱۰۵بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوریمرد غوری گرسنه و تشنهرمقی در تن از حیاتش نهخواندن شعر ‹
  10. ۱۰۶بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کردکل من کان یوثر العزلهحصل العزلت بلا مهلهخواندن شعر ‹
  11. ۱۰۷بخش ۱۰۷ - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوانعزلت سالکان بود به جسدعزلت عارفان به هوش و خردخواندن شعر ‹
  12. ۱۰۸بخش ۱۰۸ - در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشدآن یکی از همه جهان بجهدتا ز آسیب گمرهان برهدخواندن شعر ‹
  13. ۱۰۹بخش ۱۰۹ - تمثیلگفت روباه بچه با روباهکای ز مکر سگان ده آگاهخواندن شعر ‹
  14. ۱۱۰بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرفوان دگر رخت و بار برده به غاروز صغار و کبار کرده کنارخواندن شعر ‹
  15. ۱۱۱بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهبراهبی راه بی غبار گرفتدامن کوه و کنج غار گرفتخواندن شعر ‹
  16. ۱۱۲بخش ۱۱۲ - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتادههر که درویش ازو بود بیزارکی ز درویش آید این کردارخواندن شعر ‹