بخش
غزلیات سعدی
این بخش از «مواعظ» سعدی است و ۶۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۶۵).
- مورد منتشرشده
- ۶۵
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷غزل شمارهٔ ۱۷چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیستمجموعتر از ملک رضا مملکتی نیستخواندن غزل ‹
- ۱۸غزل شمارهٔ ۱۸تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیتخواندن غزل ‹
- ۱۹غزل شمارهٔ ۱۹صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییتخواندن غزل ‹
- ۲۰غزل شمارهٔ ۲۰دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورندخواندن غزل ‹
- ۲۱غزل شمارهٔ ۲۱نادر از عالم توحید کسی برخیزدکز سر هر دو جهان در نفسی برخیزدخواندن غزل ‹
- ۲۲غزل شمارهٔ ۲۲ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشدهر روز بامدادت، ذوقی دگر بباشدخواندن غزل ‹
- ۲۳غزل شمارهٔ ۲۳نَه هَرْچِه جانِوَرَنْد، آدَمیَّتی دارَنْدبَس آدَمی که دَر این مُلْک، نَقْشِ دیوارَنْدخواندن غزل ‹
- ۲۴غزل شمارهٔ ۲۴بیفکن خیمه تا محمل برانندکه همراهان این عالم روانندخواندن غزل ‹
- ۲۵غزل شمارهٔ ۲۵اگر خدای نباشد ز بندهای خشنودشفاعت همه پیغمبران ندارد سودخواندن غزل ‹
- ۲۶غزل شمارهٔ ۲۶شرف نفس به جود است و کرامت به سجودهر که این هر دو ندارد عدمش به که وجودخواندن غزل ‹
- ۲۷غزل شمارهٔ ۲۷بسیار سالها به سر خاک ما رودکاین آب چشمه آید و باد صبا رودخواندن غزل ‹
- ۲۸غزل شمارهٔ ۲۸وقت آن است که ضعف آید و نیرو برودقدرت از منطق شیرین سخنگو برودخواندن غزل ‹
- ۲۹غزل شمارهٔ ۲۹روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟خرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود؟خواندن غزل ‹
- ۳۰غزل شمارهٔ ۳۰هر کسی در حرم عشق تو محرم نشودهر براهیم به درگاه تو ادهم نشودخواندن غزل ‹
- ۳۱غزل شمارهٔ ۳۱از صومعه رختم به خرابات برآریدگرد از من و سجادهٔ طامات برآریدخواندن غزل ‹
- ۳۲غزل شمارهٔ ۳۲تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کارراستی باید به بازی صرف کردم روزگارخواندن غزل ‹
