جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۰۶۵ از ۱٬۵۰۱
- شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمت خاقانی شروانیمرا گوئی چرا بالا نیائیکه از بالا رسد مردم به بالا
- غزل شمارهٔ ۴ خاقانی شروانیرفتم به راه صفت دیدم به کوی صفاچشم و چراغ مرا جائی شگرف و چه جا
- غزل شمارهٔ ۷ خاقانی شروانیز پی مصاف هجران که کمان کشید بر ماز وصال مردمی کن، حَشَری فرست ما را
- غزل شمارهٔ ۹ خاقانی شروانیچند آوری چو شمسِ فلک هر شبانگهیسر بر زمین خدمت یاران بیوفا
- غزل شمارهٔ ۱۲ خاقانی شروانیدوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستماین همه اشک عاریه است اشک روان من کجا
- غزل شمارهٔ ۱۳ خاقانی شروانیسر به عدم درنه و یاران طلببوی وفا خواهی ازیشان طلب
- غزل شمارهٔ ۱۴ خاقانی شروانیخون خرد بریز و دست بر عدم نویسبرگ هوا بساز و نثار از روان طلب
- غزل شمارهٔ ۱۵ خاقانی شروانیکردم بر جان رقم شکر شب و مدح میکامدن دوست را بود ز هر دو سبب
- غزل شمارهٔ ۱۶ خاقانی شروانیبه یکی نامهٔ خودم دریاببه دو انگشت کاغذم دریاب
- غزل شمارهٔ ۲۰ خاقانی شروانیانصاف در جِبلَت عالم نیامده استراحت نصیب گوهر آدم نیامده است
- غزل شمارهٔ ۲۱ خاقانی شروانیبا خویشتن بساز و ز کس مردمی مجویکان کو فرشته بود کنون اهرمنوش است
- غزل شمارهٔ ۲۲ خاقانی شروانیخون به خون میشوی کز راحت نشانی مانده نیستخود به خود میساز کز همدم وفائی برنخاست
