جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۷۰۵ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۳ جلال الدین محمد مولویدوش آمده بودهست و مرا خواب ببردهآن شاه دلارامم و آن محرم جانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ جلال الدین محمد مولویبخوردم از کف دلبر شرابیشدم معمور و در صورت خرابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۷ جلال الدین محمد مولویدلا چون واقف اسرار گشتیز جمله کارها بیکار گشتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ جلال الدین محمد مولویدلم خون شد چه پرسم من چه دانمبگو باری عجب بیدار رفتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۰ جلال الدین محمد مولویتوی شاگرد جان افزا طبیبیدر استدلال افلاطون نگنجی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ جلال الدین محمد مولویدلا بر چشم خوبان چهره بگشاکه اندیشد که تو شرمنده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ جلال الدین محمد مولویدلا رو رو همان خون شو که بودیبدان صحرا و هامون شو که بودی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۰ جلال الدین محمد مولویوجودی بین که بیچون و چگونهستدلا دیگر مگو بسیار چونی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۲ جلال الدین محمد مولویدلا در روزه مهمان خداییطعام آسمانی را سزایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ جلال الدین محمد مولویکه تا آن غم برون آید ز چادرشکرباری لطیفی دلربایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۴ جلال الدین محمد مولویدلا گر سوختی چون عود بودهوگر خامی بسوز اکنون که عودی
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۶ جلال الدین محمد مولویدلم گوید که ساقی را تو میگوکه جانم مست آن باقی است باری
