جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۲۹ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ جلال الدین محمد مولویجز حق اگر به دیدن او غمزهای کندآن دیده را به مهر ابد بیخبر کنند
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ جلال الدین محمد مولویآن لالهای چو راهب دل سوخته بدرددر خون دیده غرق به کهسار میرود
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ جلال الدین محمد مولویزان باده دادهای تو به خورشید و ماه و چرخهر یک بدان نشاط چنین رام میرود
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ جلال الدین محمد مولویآمد بهار خرم و رحمت نثار شدسوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ جلال الدین محمد مولویزین راه نابدید معما کی بو بردآنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ جلال الدین محمد مولویخیز که دوران ماست شاه جهان آنِ ماستچون نظرش جان ماست عمر مؤبد رسید
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ جلال الدین محمد مولویپرده دل میزند زهره هم از بامدادمژده که آن بوطرب داد طربها بداد
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ جلال الدین محمد مولویگر سر فرعون را درد بدی و بلالاف خدایی کجا دردهدی آن عنود
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ جلال الدین محمد مولویشب همه روشن شود دوزخ گلشن شودچونک بتابد ز تو پرتوِ نورِ احد
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ جلال الدین محمد مولویدل مثل روزنست خانه بِدو روشنستتن به فنا میرود دل به بقا میرود
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ جلال الدین محمد مولوینشستهایم دل و عشق و کالبد پیشتیکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ جلال الدین محمد مولویکه تا بدیدی دیده که پنج نوبت اوهزار ساله از آن سو که گفته شد بزنند
