جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ جلال الدین محمد مولویز زلیخای حرم چادر سر بربودمچو بدیدم رخ یوسف کف خود ببریدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ جلال الدین محمد مولویبدر ما راست اگر چه چو هلالیم نزارصدر ما راست اگر چه که در این دهلیزیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ جلال الدین محمد مولویور بدانند حق و قیمت خود درشکنندچونک درمان سر خود گیرد ما درمانیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ جلال الدین محمد مولویمن رستخیز دیدم وز خویش نابدیدمگر چون کمان خمیدم پرنده همچو تیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ جلال الدین محمد مولویتنگ آمدهست و می طلبد موضع فراخبر می جهد به سوی هوا آب لاجرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ جلال الدین محمد مولویروزی که افکنیم ز جان چادر بدنبینی که رشک و حسرت ماهیم و فرقدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ جلال الدین محمد مولویزیرا که سکر مانع خدمت بود یقینزین سو چو فربهیم بدان سوی لاغریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ جلال الدین محمد مولویآری منم ولیک برون رفته از منیچون ماه نو ز بدر تو باریک می تنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ جلال الدین محمد مولویبا نور روی مفخر تبریز شمس دیناز شمس چرخ گنبد دوار فارغیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ جلال الدین محمد مولویز برگ ریز خزان فراق سیر شدمبه گلشن ابد و سرو پایدار روم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ جلال الدین محمد مولویسماع چیست ز پنهانیان دل پیغامدل غریب بیابد ز نامه شان آرام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ جلال الدین محمد مولویبیار آنک اگر جان بخوانمش حیف استبدان سبب که ز جان دردهای سر دارم
