جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۸۵ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ جلال الدین محمد مولویمن خمش کردم چو دیدم خوشتر از خود ناطقیپیش او میرم بگویم «اقتلونی یا ثقات»
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ جلال الدین محمد مولویتا نگویی در زمستان باغ را مستی نماندمدتی پنهان شدست از دیده مکار مست
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ جلال الدین محمد مولویهله پالیز تو باقی سر خر عالم فانیهمه دیدار کریمست در این عشق کرامت
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ جلال الدین محمد مولویلب فروبند چو دیدی که لب بسته یاردست شمشیرزنان را به چه تدبیر ببست
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ جلال الدین محمد مولوینوبهاری کو نوی خود بدیدجان گلزارست اما زار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ جلال الدین محمد مولویگفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصرگفتا چه دیدی آنجا گفتم که صد کرامت
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ جلال الدین محمد مولویدر دیده میفزاید نور از خیال اوبا این همه به پیش وصالش مکدرست
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ جلال الدین محمد مولویاز بامداد روی تو دیدن حیات ماستامروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ جلال الدین محمد مولویتا کار و بار عشق هوای تو دیدهامما را تحیریست که با کار کار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ جلال الدین محمد مولویعقل اگر قاضیست کو خط و منشور اودیدن پایان کار صبر و وقار و وفاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ جلال الدین محمد مولویدیدم آن شاه را آن شه آگاه راگفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ جلال الدین محمد مولویبه چشمهای که در او آب زندگانی بودسبو ببردم و دیدم که چشمه پرخونست
