جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۸۴ از ۷۳۸
- بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذارد جامیناگه از آب ماهیی برجستبرد حال به صید ماهی دست
- بخش ۴۰ - عقد یازدهم در مقام زهد که انقطاع رغبت است از نعم فانی و اقتصار همت بر نعیم جاودانی جامیگلبن اندر رهت از خار درشتگه به کف زر کشد و گاه به مشت
- بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر جامیگه ز تیغ ستمی همچو قلمفرق سر شق شده رنج و الم
- بخش ۵۲ - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدن جامیگه به کاشانه نهی گاه به باغمسند ایمنی و مهد فراغ
- بخش ۴۶ - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال جامیاین همه کرد لیکن آن دلخواههیچ گه سوی او نکرد نگاه
- بخش ۲۳ - خبر یافتن پدر لیلی از ملاقات کردن وی با مجنون و سیاست کردن وی بر آن جامیوانگه به لوایح کمالشلامع ز بدایع جمالش
- بخش ۵۶ - در بی وفایی عالم و سرعت زوال حیات فانی جامیگه باد کشد چراغ آتشگه گردد ازو سموم ناخوش
- بخش ۲۴ - مقاله دوم در بیان آفرینش آدم که آیینه ذات و مظهر جمعیت اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی جامیسایه بر اوج فلک انداختشسجده گه فوج ملک ساختش
- بخش ۴۸ - مقاله چهاردهم در اشارت به حال وزیران و دبیران که رقم عدالت و ظلم بر صفحات ایام از رشحات اقلام ایشان است جامیمو که زند بر سر کلکت گهاز ره معنیت بود پند ده
- بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهب جامیتا گهر جای کرده در کان استقیمت او ز خلق پنهان است
- بخش ۲۶ - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیه جامیگاهی از فکر زن فتاده به بندگه فرو مانده در غم فرزند
- بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی او جامیلب ز ترصیع گهر ریز کندجعد مشکین گهرآویز کند
