جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۸۸ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ جلال الدین محمد مولویبشکفته است شوره تو غورهای و غورهآخر تو جان نداری تا چند مستمندی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۰ جلال الدین محمد مولویآوه که شد فضولی در خون چند گولیرحمی بکن بر آن کش در شور و شر کشیدی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۲ جلال الدین محمد مولویانگور این وجودت افشردن تو سودتانگار کین نبودت تا چند مهر کاری
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۵ جلال الدین محمد مولویچون روی آتشین را یک دم تو مینپوشیای دوست چند جوشم گویی که چند جوشی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵۹ جلال الدین محمد مولویماییم چون درختان صنع تو باد گردانخود کار باد دارد هر چند شد نهانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۲ جلال الدین محمد مولویای ناله چند ناله افزونتری ز ژالهبر بنده کمینه تو نیز در کمینی
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۳ جلال الدین محمد مولویدر جمع سسترایان رو زنگلهسرایانکاری ببر به پایان تا چند سسترایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۴ جلال الدین محمد مولوینقشی کنی به صورت معشوق هر کسیهر چند امیی تو به معنی منقشی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ جلال الدین محمد مولویخشک آر و مینگر ز چپ و راست اشک خونای سنگ دل بگوی که تا چند تن زنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۴ جلال الدین محمد مولویتا کی عُطارِد از زحل آرد مُدبّری؟مریخ نیز چند زند زخم خنجری؟
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۴ جلال الدین محمد مولویجنتی ای دل فروز دوزخی ای خوش بسوزچند میان جهان مانده در برزخی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۶ جلال الدین محمد مولویبازرهان خلق را از سر و از سرکشیای که درون دلی چند ز دل درکشی
