جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۰ نتیجه برای «سوز» با فیلتر الهی نامه (عطار) · صفحهٔ ۱ از ۶
- (۴) حکایت دیوانهای که سر بر در کعبه میزد عطار نیشابورییکی دیوانهای گریان و دلسوزشبی در پیش کعبه بود تا روز
- (۳) حکایت شبلی با آن جوان در بادیه عطار نیشابوریمگر شبلی چو شمعی سر بسر سوزبه راهِ بادیه میرفت یک روز
- (۳) حکایت دیوانه به شهر مصر عطار نیشابوریعجب نیست آن، عجب اینست کین سوزگذارد عاشقی در زندگی روز
- المقالة السّابعة عطار نیشابوریچنان اَوجی که دارد عشق جان سوزکس آنجا کی رسد آخر بیک روز
- (۱) حکایت آن حیوان که آن را هَلوع خوانند عطار نیشابوریترا گر ذرّهٔ حرصست امروزبه پس می باز خواهد رفت از سوز
- (۸) حکایت آن درویش با ابوبکر ورّاق عطار نیشابوریز دَه مُرده که آوردند امروزیکی ایمان نبرد، این بس بوَد سوز
- (۱۰) حکایت سلطان محمود با دیوانه عطار نیشابوریدر آن ویرانه شد محمود یک روزیکی دیوانهای را دید پر سوز
- (۵) حکایت پیرزن با شیخ و نصیحت او عطار نیشابوریبسوز از عشق خود را ای گرامیوگر نه زاهدی باشی ز خامی
- (۱۰) حکایت در اهل دوزخ عطار نیشابوریچنین نقلست ازان قوم جگر سوزکه میگریند این مدّت شب و روز
- (۹) حکایت مجنون با آن سائل که سؤال کرد عطار نیشابوریزنی پیش من آمد- گفت- یک روزکنارم پر ز خون بد سینه پر سوز
- (۸) حکایت جوان صاحب معرفت وبهشت و لقای حق تعالی عطار نیشابوریچنین نقلست در اخبار کان روزکه برخیزد قیامت وان همه سوز
- (۱۲) حکایت سلطان محمود با پیرزن عطار نیشابوریکه گر با من نه اِستی ای شه امروزنه اِستم با تو من فردا در آن سوز
