جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۰ نتیجه برای «سوز» با فیلتر مولانا، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۲
- هفدهم جلال الدین محمد مولویآفتابی نی که سوزد روی راآفتابی نی که افتد در افول
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… وختگانِ راه را به سمع قبول و عاطفت استماع کن. دود دل بیدلان را که از سوز فراق آن مجمعِ ارواح، هر دم آن دود بر تابخانهٔ فلک برمیآید به عطر وصال معطر گردان. قال و قیل ما را و گفت و شنود ما را که چون پاسبانان بر بام سلطن …
- سی و ششم جلال الدین محمد مولویبزد در بیشهٔ جان، عشقش آتشبسوزانید هرجا بد مجازی
- سوم جلال الدین محمد مولویوهم کی دارد ازان سوی جهان زو آگهیکز تفکر جان بسوزد عقل دوراندیش را
- سی و هشتم جلال الدین محمد مولویبر ما خوانی سلام سوزانیا رب، چه لطیف و خوش، بلایی!
- سی و نهم جلال الدین محمد مولویوصل همچون جبرئیل و هجر چون خناس شدوحی جبریل امین سوزندهٔ وسواس شد
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویبگفتا: « دیدهام چیزی که صد ماهازو سوزند در نار ودادی »
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویسوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندمسوگند او بسوزد، چون چهره برگشایی
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویور وعده دهیش تا به فرداامروز بسوزد این شرارش
- بیست و ششم جلال الدین محمد مولویآن روز که هر باغ بسوزد ز خزانهاباشند درختان تو از میوه خمیده
- بیستم جلال الدین محمد مولویمن سه پندت دهم، اول توسپند ما باشکه خلیلی و نسوزی چو سپندان توم
- سیزدهم جلال الدین محمد مولویدر مرغزار چرخ که ثورست با اسدیک آتشی زنم که بسوزد در آن شرار
