جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۶ نتیجه برای «پای» با فیلتر مولانا، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۳
- سی و هشتم جلال الدین محمد مولویگر پای ترا بتی بگیردیکدم نهلد که سر به خاری
- هشتم جلال الدین محمد مولویرست ز پای تو به فضل خدابهر ره چرخ پر جعفری
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویمکش پای از گلیم خویش افزونکه تا داناتر آیی از کسایی
- چهارم جلال الدین محمد مولویکرده آماس ز استادن شب پای رسولتا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا
- بیستم جلال الدین محمد مولویهله ترجیع کن اکنون که چنانیم همهکه می از جام و سر از پای ندانیم همه
- چهل و سوم جلال الدین محمد مولویای آنک پای صدق برین راه میزنیدو کون با توست، چو تو همدم منی
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویگه دست میزدم که زهی وقت روزگارگه مست میفتادم بر خاک پای او
- سیام جلال الدین محمد مولویتوی پای علم جانا، به لشکرگاه زیباییکه سلطانالسلاطینی و خوبان جمله طغرایی
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویگر صیف بودی بیزدی، خاری نخستی پای گلور بیخماری میبدی، انگور را نفشردمی
- بیست و یکم جلال الدین محمد مولویپای در باغ خرد نه، به طلب امن و خلاصسربنه، پای بکش زیر درختان مرود
- سی و یکم جلال الدین محمد مولویولیک آن ماهرو دارد، هزاران مشک بو داردچگونه پای او دارد، یکی سودای صفرایی؟!
- شانزدهم جلال الدین محمد مولویمنم چون چرخ گردنده که خورشیدست جان منیکی کشتی پر رختم که پای من بود دریا
