جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۹ نتیجه برای «جان» با فیلتر وحشی بافقی، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۳
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقییک جهان جان خواهم و چندان امان از روزگارکن جهان جان ، بر آن جان جهان سازم نثار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیآنکه جان بخش و جان ستان باشدلطف و قهر خدایگان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیجای مخالف تو دهد جان که هیچکسنبود به غیر زاغ که بر وی کند نماز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیگرنه هم لطف تو باشد سپر جان عدوسایه با تیغ رود خصم ترا در دنبال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده وحشی بافقیمانده چون شبیر و شبر دو بزرگ نامدارسر به زانو، دست بر سر، خسته دل ، آزرده جان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در ستاش میرمیران وحشی بافقیحبذا این رخ بهشت آراکه بهار حدیقهٔ جان است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیگردون به تصرف مرادشچون گوی به حکم صولجان است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش امام هشتم«ع» وحشی بافقیگاه شیر پرده را جان میدهد کز خون خصمبر دمد سرپنجهٔ او را ز نوک خار گل
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیبسکه شد باد روانبخش به آن بیجانیسرو را در حرم باغ شود میل خرام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در ستایش از شاهطهماسب وحشی بافقیچو نان به دست گدا بود و زر به مشت لئیمبه دست خوف و رجا حبیب انسی و جانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در ستایش امام دوازدهم «ع» وحشی بافقیشه سریر ولایت محمد بن حسنکه حکم بر سر ابنای انس و جان دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیای جان تو خوش بخند که حسرت سر آمدهستآن گریه و دعای سحر کرده است کار
