بخش

غزلیات مولانا

این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۳٬۲۳۰
صفحه
۲۰۲

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۴۰ وزن)

اشعار (۳٬۲۳۰ مورد · نمایش ۲٬۴۹۷ تا ۲٬۵۱۲)

  1. ۲٬۴۹۷غزل شمارهٔ ۲۴۹۷صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییلعل و عقیق می‌کند در دل کان گدایییخواندن شعر ‹
  2. ۲٬۴۹۸غزل شمارهٔ ۲۴۹۸مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قراییبرون آورد تا گشتم چنین شیدا و سوداییخواندن شعر ‹
  3. ۲٬۴۹۹غزل شمارهٔ ۲۴۹۹مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغماییکه او صف‌های شیران را بدراند به تنهاییخواندن شعر ‹
  4. ۲٬۵۰۰غزل شمارهٔ ۲۵۰۰چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردیمگر تو فکر منحوسی که جز بر غم نمی‌گردیخواندن شعر ‹
  5. ۲٬۵۰۱غزل شمارهٔ ۲۵۰۱گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودیوگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودیخواندن شعر ‹
  6. ۲٬۵۰۲غزل شمارهٔ ۲۵۰۲امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داریکه عاشق باش تا گیری ز نان و جامه بیزاریخواندن شعر ‹
  7. ۲٬۵۰۳غزل شمارهٔ ۲۵۰۳چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشیبراق عشق جان داری ز مرگ خر چه اندیشیخواندن شعر ‹
  8. ۲٬۵۰۴غزل شمارهٔ ۲۵۰۴اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشیکله جویی نیابی سر چه شیرین است بی‌خویشیخواندن شعر ‹
  9. ۲٬۵۰۵غزل شمارهٔ ۲۵۰۵چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ ای ساقیبپیما پنج پیمانه به یک پیمانه‌ ای ساقیخواندن شعر ‹
  10. ۲٬۵۰۶غزل شمارهٔ ۲۵۰۶مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانیبه بوسیدن چنان دستی ز شاهنشاه سلطانیخواندن شعر ‹
  11. ۲٬۵۰۷غزل شمارهٔ ۲۵۰۷بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانیغلامانند سلطان را بیارا بزم سلطانیخواندن شعر ‹
  12. ۲٬۵۰۸غزل شمارهٔ ۲۵۰۸مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانیبه من ده جان به من ده جان چه باشد این گران جانیخواندن شعر ‹
  13. ۲٬۵۰۹غزل شمارهٔ ۲۵۰۹بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانیفغان برخاست از جان‌های مجنونان روحانیخواندن شعر ‹
  14. ۲٬۵۱۰غزل شمارهٔ ۲۵۱۰مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن‌خاییعجب امسال ای عاشق بدان اقبالگه آییخواندن شعر ‹
  15. ۲٬۵۱۱غزل شمارهٔ ۲۵۱۱به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشاییچرا بیگانه‌ای از ما چو تو در اصل از ماییخواندن شعر ‹
  16. ۲٬۵۱۲غزل شمارهٔ ۲۵۱۲رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبت عشرت زمان مجلس آراییخواندن شعر ‹