بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲٬۸۱۷غزل شمارهٔ ۲۸۱۷مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیاییو اگر نیز بیایی بروی زود نپاییخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۱۸غزل شمارهٔ ۲۸۱۸صنما چونک فریبی همه عیار فریبیصنما چون همه جانی دل هشیار فریبیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۱۹غزل شمارهٔ ۲۸۱۹اگر او ماه منستی شب من روز شدستیاگر او همرهمستی همه را راه زدستیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۰غزل شمارهٔ ۲۸۲۰چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدیچو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۱غزل شمارهٔ ۲۸۲۱تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاریتو یکی شهر بزرگی نه یکی بلکه هزاریخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۲غزل شمارهٔ ۲۸۲۲تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیریتو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیریخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۳غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامینفسی در دل تنگی نفسی بر سر بامیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۴غزل شمارهٔ ۲۸۲۴مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآییز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ برآییخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۵غزل شمارهٔ ۲۸۲۵مثل ذره روزن همگان گشته هواییکه تو خورشیدشمایل به سر بام برآییخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۶غزل شمارهٔ ۲۸۲۶همه چون ذره روزن ز غمت گشته هواییهمه دردی کش و شادان که تو در خانه ماییخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۷غزل شمارهٔ ۲۸۲۷بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایینه در او رنج خماری نه در او خوف جداییخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۸غزل شمارهٔ ۲۸۲۸خبری است نورسیده تو مگر خبر نداریجگر حسود خون شد تو مگر جگر نداریخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۲۹غزل شمارهٔ ۲۸۲۹تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماریچه خوش است این صبوری چه کنم نمیگذاریخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۳۰غزل شمارهٔ ۲۸۳۰هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانیکه ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۳۱غزل شمارهٔ ۲۸۳۱چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نوحه و فغانیخواندن شعر ‹
- ۲٬۸۳۲غزل شمارهٔ ۲۸۳۲صنما چنان لطیفی که به جان ما درآییصنما به حق لطفت که میان ما درآییخواندن شعر ‹
