بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱٬۵۸۵غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختمصد هزاران محنت و رنج و بلا بشناختمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۶غزل شمارهٔ ۱۵۸۶خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختمخویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۷غزل شمارهٔ ۱۵۸۷عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستمبس کن آخر بس کن آخر روستایی نیستمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۸غزل شمارهٔ ۱۵۸۸من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خمآنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی خمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۸۹غزل شمارهٔ ۱۵۸۹چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برمپیش آن عید ازل جان بهر قربان می برمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۰غزل شمارهٔ ۱۵۹۰چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترماز معانی در معانی تا روم من خوشترمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۱غزل شمارهٔ ۱۵۹۱وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنمبندها را بردرانم پندها را بشکنمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۲غزل شمارهٔ ۱۵۹۲نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنمنی تو گفتی عالمی در عشق او برهم زنمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۳غزل شمارهٔ ۱۵۹۳روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهمعاشقی بس پختهام این ننگ را بر خود نهمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۴غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ایها العشاق آتش گشته چون استارهایملاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پارهایمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۵غزل شمارهٔ ۱۵۹۵سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیمعالمی برهم زدیم و چست و بیرون تاختیمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۶غزل شمارهٔ ۱۵۹۶چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۷غزل شمارهٔ ۱۵۹۷این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریمجمع مستان را بخوان تا بادهها با هم خوریمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۸غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگارستان کنیمخواندن شعر ‹
- ۱٬۵۹۹غزل شمارهٔ ۱۵۹۹چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستمگرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستمخواندن شعر ‹
- ۱٬۶۰۰غزل شمارهٔ ۱۶۰۰از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتمدر درون ساغرش چشمه خوری را یافتمخواندن شعر ‹
