بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳غزل شمارهٔ ۳۳مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجاگردن بزن اندیشه را، ما از کجا او از کجا؟خواندن شعر ‹
- ۳۴غزل شمارهٔ ۳۴ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقااز آسمان آمد ندا کای ماهرویان، الصلاخواندن شعر ‹
- ۳۵غزل شمارهٔ ۳۵ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ماای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ماخواندن شعر ‹
- ۳۶غزل شمارهٔ ۳۶خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیادفع مده دفع مده ای مَهِ عیار بیاخواندن شعر ‹
- ۳۷غزل شمارهٔ ۳۷یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرایار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مراخواندن شعر ‹
- ۳۸غزل شمارهٔ ۳۸رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلازنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خداخواندن شعر ‹
- ۳۹غزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا میندهد بار مرامینکند محرم جان محرم اسرار مراخواندن شعر ‹
- ۴۰غزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله رالابهگری میکنمت راه تو زن قافله راخواندن شعر ‹
- ۴۱غزل شمارهٔ ۴۱شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماراست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟خواندن شعر ‹
- ۴۲غزل شمارهٔ ۴۲کار تو داری صنما قدر تو باری صنماما همه پابسته تو شیر شکاری صنماخواندن شعر ‹
- ۴۳غزل شمارهٔ ۴۳کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مراطوطی اندیشه او همچو شکر خورد مراخواندن شعر ‹
- ۴۴غزل شمارهٔ ۴۴در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجاابروی او گره نشد، گرچه که دید صد خطاخواندن شعر ‹
- ۴۵غزل شمارهٔ ۴۵با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجراخاصه که در گشاید و گوید «خواجه اندرآ»خواندن شعر ‹
- ۴۶غزل شمارهٔ ۴۶دی بنواخت یار من بنده غم رسیده راداد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده راخواندن شعر ‹
- ۴۷غزل شمارهٔ ۴۷ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریاخواندن شعر ‹
- ۴۸غزل شمارهٔ ۴۸ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ماتافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ماخواندن شعر ‹
