بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳۷غزل شمارهٔ ۳۳۷ببستی چشم یعنی وقت خواب استنه خوابست آن حریفان را جواب استخواندن شعر ‹
- ۳۳۸غزل شمارهٔ ۳۳۸سماع از بهر جانِ بیقرارستسبک بَرجَه چه جای انتظارست؟خواندن شعر ‹
- ۳۳۹غزل شمارهٔ ۳۳۹سماع آرام جان زندگانستکسی داند که او را جانِ جانستخواندن شعر ‹
- ۳۴۰غزل شمارهٔ ۳۴۰دگربار این دلم آتش گرفتهسترها کن تا بگیرد خوش گرفتهستخواندن شعر ‹
- ۳۴۱غزل شمارهٔ ۳۴۱بیا کامروز ما را روز عیدستاز این پس عیش و عشرت بر مزیدستخواندن شعر ‹
- ۳۴۲غزل شمارهٔ ۳۴۲مرا چون تا قیامت یار اینستخراب و مست باشم کار اینستخواندن شعر ‹
- ۳۴۳غزل شمارهٔ ۳۴۳ز همراهان جدایی مصلحت نیستسفر بیروشنایی مصلحت نیستخواندن شعر ‹
- ۳۴۴غزل شمارهٔ ۳۴۴به جان تو که سوگند عظیمستکه جانم بیتو دربند عظیمستخواندن شعر ‹
- ۳۴۵غزل شمارهٔ ۳۴۵بگو ای یار همراز این چه شیوهستدگرگون گشتهای باز این چه شیوهستخواندن شعر ‹
- ۳۴۶غزل شمارهٔ ۳۴۶شنیدم مر مرا لطفت دعا گفتبرای بندهٔ خود لطفها گفتخواندن شعر ‹
- ۳۴۷غزل شمارهٔ ۳۴۷قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بیقراری برقرارستخواندن شعر ‹
- ۳۴۸غزل شمارهٔ ۳۴۸صدایی کز کمان آید نذیریستکه اغلب با صدایش زخم تیریستخواندن شعر ‹
- ۳۴۹غزل شمارهٔ ۳۴۹مبر رنج ای برادر خواجه سخت استبه وقت داد و بخشش شوربخت استخواندن شعر ‹
- ۳۵۰غزل شمارهٔ ۳۵۰ز بعدِ وقت نومیدی، امیدیستبه زیر کوری اندر سینه، دیدیستخواندن شعر ‹
- ۳۵۱غزل شمارهٔ ۳۵۱طبیب درد بیدرمان کدام استرفیق راه بیپایان کدام استخواندن شعر ‹
- ۳۵۲غزل شمارهٔ ۳۵۲چو با ما یار ما امروز جفتستبگویم آنچ هرگز کس نگفتهستخواندن شعر ‹
