بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۷۵۳غزل شمارهٔ ۷۵۳هم لبان میفروشت باده را ارزان کندهم دو چشم شوخ مستت رطل را گردان کندخواندن شعر ‹
- ۷۵۴غزل شمارهٔ ۷۵۴میخرامد آفتاب خوبرویان ره کنیدرویها را از جمال خوب او چون مه کنیدخواندن شعر ‹
- ۷۵۵غزل شمارهٔ ۷۵۵شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودزانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بودخواندن شعر ‹
- ۷۵۶غزل شمارهٔ ۷۵۶علتی باشد که آن اندر بهاران بد شودگر زمستان بد بود اندر بهاران صد شودخواندن شعر ‹
- ۷۵۷غزل شمارهٔ ۷۵۷وصف آن مخدوم میکن گرچه میرنجد حسودکاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبودخواندن شعر ‹
- ۷۵۸غزل شمارهٔ ۷۵۸دل من کار تو دارد گل و گلنار تو داردچه نکوبخت درختی که بر و بار تو داردخواندن شعر ‹
- ۷۵۹غزل شمارهٔ ۷۵۹دل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو داردخواندن شعر ‹
- ۷۶۰غزل شمارهٔ ۷۶۰خنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شدخواندن شعر ‹
- ۷۶۱غزل شمارهٔ ۷۶۱چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمدچه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمدخواندن شعر ‹
- ۷۶۲غزل شمارهٔ ۷۶۲بدرد مرده کفن را به سر گور برآیداگر آن مرده ما را ز بت من خبر آیدخواندن شعر ‹
- ۷۶۳غزل شمارهٔ ۷۶۳خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شدز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شدخواندن شعر ‹
- ۷۶۴غزل شمارهٔ ۷۶۴مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداندمکن اسرار نهانی که وی اسرار بداندخواندن شعر ‹
- ۷۶۵غزل شمارهٔ ۷۶۵هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند، نه، که فردات بخواندخواندن شعر ‹
- ۷۶۶غزل شمارهٔ ۷۶۶خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردددر مرگ برخورنده ابدا فراز گرددخواندن شعر ‹
- ۷۶۷غزل شمارهٔ ۷۶۷صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا نداردخواندن شعر ‹
- ۷۶۸غزل شمارهٔ ۷۶۸چمنی که جمله گلها به پناه او گریزدکه در او خزان نباشد که در او گلی نریزدخواندن شعر ‹
