بخش

غزلیات مولانا

این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۳٬۲۳۰
صفحه
۲۰۲

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۴۰ وزن)

اشعار (۳٬۲۳۰ مورد · نمایش ۵۴۵ تا ۵۶۰)

  1. ۵۴۵غزل شمارهٔ ۵۴۵بی تو به سر می نشود با دگری می‌نشودهر چه کنم عشق بیان بی‌جگری می‌نشودخواندن شعر ‹
  2. ۵۴۶غزل شمارهٔ ۵۴۶هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودوارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شودخواندن شعر ‹
  3. ۵۴۷غزل شمارهٔ ۵۴۷سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟خواندن شعر ‹
  4. ۵۴۸غزل شمارهٔ ۵۴۸چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسدحسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسدخواندن شعر ‹
  5. ۵۴۹غزل شمارهٔ ۵۴۹آب زنید راه را، هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را، بوی بهار می‌رسدخواندن شعر ‹
  6. ۵۵۰غزل شمارهٔ ۵۵۰پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسدآب سیاه درمرو کآب حیات می‌رسدخواندن شعر ‹
  7. ۵۵۱غزل شمارهٔ ۵۵۱جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بودگر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بودخواندن شعر ‹
  8. ۵۵۲غزل شمارهٔ ۵۵۲چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌روددیر به خانه وارسد منزل دور می‌رودخواندن شعر ‹
  9. ۵۵۳غزل شمارهٔ ۵۵۳بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شودخواندن شعر ‹
  10. ۵۵۴غزل شمارهٔ ۵۵۴این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شودبی هوسی مکن ببین کز هوسی چه می‌شودخواندن شعر ‹
  11. ۵۵۵غزل شمارهٔ ۵۵۵چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کندنیست عجب که از جنون، صد چو مرا چنین کندخواندن شعر ‹
  12. ۵۵۶غزل شمارهٔ ۵۵۶جور و جفا و دوریی کان که نگار می‌کندبر دل و جان عاشقان چون کنه کار می‌کندخواندن شعر ‹
  13. ۵۵۷غزل شمارهٔ ۵۵۷دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بودجان ز لبت چو می‌کشد خیره و لب گزان بودخواندن شعر ‹
  14. ۵۵۸غزل شمارهٔ ۵۵۸یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشداشتر مست خویش را در چه قطار می‌کشدخواندن شعر ‹
  15. ۵۵۹غزل شمارهٔ ۵۵۹زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کنددشمن جان صد قمر بر در ما چه می‌کندخواندن شعر ‹
  16. ۵۶۰غزل شمارهٔ ۵۶۰عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودچونک جمال این بود رسم وفا چرا بودخواندن شعر ‹