بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲٬۴۸۱غزل شمارهٔ ۲۴۸۱با همگان فضولکی چون که به ما ملولکیرو که بدین عاشقی سخت عظیم گولکیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۲غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنیوی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۳غزل شمارهٔ ۲۴۸۳تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۴غزل شمارهٔ ۲۴۸۴خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستییطوق قمر شکستیی فوق فلک نشستییخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۵غزل شمارهٔ ۲۴۸۵یاور من توی بکن بهر خدای یاریینیست تو را ضعیفتر از دل من شکارییخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۶غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ای زده مطرب غمت در دل ما ترانهایدر سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهایخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۷غزل شمارهٔ ۲۴۸۷هست به خطه عدم شور و غبار و غارتیآتش عشق درزده تا نبود عمارتیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۸غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدیآتش دل مقیم شد تو به سفر چرا شدیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۸۹غزل شمارهٔ ۲۴۸۹گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتریتا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتریخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۰غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثریدر سر مست من فکن جام شراب احمریخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۱غزل شمارهٔ ۲۴۹۱جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسریبرف تو بفسراندت گر تو تنور آذریخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۲غزل شمارهٔ ۲۴۹۲هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلیدید غرض که فقر بد بانگ الست را بلیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۳غزل شمارهٔ ۲۴۹۳رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمیدیده شدی نشان من گر نه که بینشانمیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۴غزل شمارهٔ ۲۴۹۴زرگر آفتاب را بسته گاز میکنیکرته شام را ز مه نقش و طراز میکنیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۵غزل شمارهٔ ۲۴۹۵آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنیغم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنیخواندن شعر ‹
- ۲٬۴۹۶غزل شمارهٔ ۲۴۹۶خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند میدهیهست شکرلبی اگر سرکه به قند میدهیخواندن شعر ‹
