بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۰۱غزل شمارهٔ ۴۰۱اندرآ ای مه که بیتو ماه را استاره نیستتا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیستخواندن شعر ‹
- ۴۰۲غزل شمارهٔ ۴۰۲نقشبند جان که جانها جانب او مایلستعاقلان را بر زبان و عاشقان را در دلستخواندن شعر ‹
- ۴۰۳غزل شمارهٔ ۴۰۳گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بیتو قراری هست نیستخواندن شعر ‹
- ۴۰۴غزل شمارهٔ ۴۰۴هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشتهله پیش آ که بگویم سخن راز به گوشتخواندن شعر ‹
- ۴۰۵غزل شمارهٔ ۴۰۵به خدا کت نگذارم که روی راه سلامتکه سر و پا و سلامت نبود روز قیامتخواندن شعر ‹
- ۴۰۶غزل شمارهٔ ۴۰۶چند گویی که: «چه چارهست و مرا درمان چیست؟»چارهجوینده که کردهست تو را خود، آن چیست؟خواندن شعر ‹
- ۴۰۷غزل شمارهٔ ۴۰۷چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان استماه اَز او، چَشْم گِرِفْتهست و فَلَک، لَرْزان استخواندن شعر ‹
- ۴۰۸غزل شمارهٔ ۴۰۸آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکستتا که کشتی ز کف ظالم جبار برستخواندن شعر ‹
- ۴۰۹غزل شمارهٔ ۴۰۹تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْتآدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر استخواندن شعر ‹
- ۴۱۰غزل شمارهٔ ۴۱۰دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منستآمدن باری اگر در دو جهان آمدنستخواندن شعر ‹
- ۴۱۱غزل شمارهٔ ۴۱۱عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدهستهله چون مینزند ره ره او را کِه زدهستخواندن شعر ‹
- ۴۱۲غزل شمارهٔ ۴۱۲آنک بیباده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاستخواندن شعر ‹
- ۴۱۳غزل شمارهٔ ۴۱۳من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشستخواندن شعر ‹
- ۴۱۴غزل شمارهٔ ۴۱۴روز و شب خدمت تو بیسر و بیپا چه خوشستدر شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشستخواندن شعر ‹
- ۴۱۵غزل شمارهٔ ۴۱۵تشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدستبر سر گنج گدا بین که چه پر تاب شدستخواندن شعر ‹
- ۴۱۶غزل شمارهٔ ۴۱۶مطرب و نوحهگرِ عاشق و شوریده خوش استنبوَد بسته بوَد رسته و روییده خوش استخواندن شعر ‹
