بخش
غزلیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۳٬۲۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳٬۲۳۰
- صفحه
- ۲۰۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۷۳۷غزل شمارهٔ ۷۳۷نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شدگریههای جمله عالم در وصالش خنده شدخواندن شعر ‹
- ۷۳۸غزل شمارهٔ ۷۳۸مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزندپرده عشاق را از دل به رونق میزندخواندن شعر ‹
- ۷۳۹غزل شمارهٔ ۷۳۹قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کندهین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کندخواندن شعر ‹
- ۷۴۰غزل شمارهٔ ۷۴۰مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کندبوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کندخواندن شعر ‹
- ۷۴۱غزل شمارهٔ ۷۴۱پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کندخواندن شعر ‹
- ۷۴۲غزل شمارهٔ ۷۴۲عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کندچونک رد خلق کردش عشق رو با او کندخواندن شعر ‹
- ۷۴۳غزل شمارهٔ ۷۴۳آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بودچون رسیدش چشم بد کز چشمها مستور بودخواندن شعر ‹
- ۷۴۴غزل شمارهٔ ۷۴۴رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبودساقیات بیگانه بود و آن شه زیبا نبودخواندن شعر ‹
- ۷۴۵غزل شمارهٔ ۷۴۵آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خودآمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خودخواندن شعر ‹
- ۷۴۶غزل شمارهٔ ۷۴۶برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردریدهمچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عیدخواندن شعر ‹
- ۷۴۷غزل شمارهٔ ۷۴۷ای طربناکان ز مطرب التماس می کنیدسوی عشرتها روید و میل بانگ نی کنیدخواندن شعر ‹
- ۷۴۸غزل شمارهٔ ۷۴۸فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار بادچشم تو مخمور باد و جان ما خمار بادخواندن شعر ‹
- ۷۴۹غزل شمارهٔ ۷۴۹مست آمد دلبرم تا دل برد از بامدادای مسلمانان ز دست مست دلبر داد دادخواندن شعر ‹
- ۷۵۰غزل شمارهٔ ۷۵۰شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهادسادهدل مردی که دل بر وعدهٔ مستان نهادخواندن شعر ‹
- ۷۵۱غزل شمارهٔ ۷۵۱هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشدگر بخواهم ور نخواهم او مرا اندرکشدخواندن شعر ‹
- ۷۵۲غزل شمارهٔ ۷۵۲هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزندهم دلم قلاب و هم دل سکه شه میزندخواندن شعر ‹
