بخش
مثنویات، تمثیلات و مقطعات پروین اعتصامی
این بخش از «دیوان اشعار» پروین اعتصامی است و ۱۸۱ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۸۱
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹شمارهٔ ۴۹ - چند پندکسی که بر سر نرد جهان قمار نکردسیاه روزی و بدنامی اختیار نکردخواندن شعر ‹
- ۵۰شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهرگنجشک خرد گفت سحر با کبوتریکآخر تو هم برون کن ازین آشیان سریخواندن شعر ‹
- ۵۱شمارهٔ ۵۱ - حقیقت و مجازبلبلی شیفته میگفت به گلکه جمال تو چراغ چمن استخواندن شعر ‹
- ۵۲شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنودبطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکینقبیلهٔ تو بسی تیرهروز و ناشادندخواندن شعر ‹
- ۵۳شمارهٔ ۵۳ - خوان کرمبر سر راهی، گدائی تیرهروزنالهها میکرد با صد آه و سوزخواندن شعر ‹
- ۵۴شمارهٔ ۵۴ - خون دلمرغی به باغ رفت و یکی میوه کند و خوردناگه ز دست چرخ به پایش رسید سنگخواندن شعر ‹
- ۵۵شمارهٔ ۵۵ - درخت بی برآن قصه شنیدید که در باغ، یکی روزاز جور تبر، زار بنالید سپیدارخواندن شعر ‹
- ۵۶شمارهٔ ۵۶ - دریای نوربالماس میزد چکش زرگریبهر لحظه میجست از آن اخگریخواندن شعر ‹
- ۵۷شمارهٔ ۵۷ - دزد خانهحکایت کرد سرهنگی به کسریکه دشمن را ز پشت قلعه راندیمخواندن شعر ‹
- ۵۸شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضیبرد دزدی را سوی قاضی عسسخلق بسیاری روان از پیش و پسخواندن شعر ‹
- ۵۹شمارهٔ ۵۹ - دکان ریااینچنین خواندم که روزی روبهیپایبند تلّه گشت اندر رهیخواندن شعر ‹
- ۶۰شمارهٔ ۶۰ - دو محضرقاضی کشمر ز محضر، شامگاهرفت سوی خانه با حالی تباهخواندن شعر ‹
- ۶۱شمارهٔ ۶۱ - دو همدردبلبلی گفت به کُنج قفسیکه: چنین روز، مرا باوَر نیستخواندن شعر ‹
- ۶۲شمارهٔ ۶۲ - دو همرازدر آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفتکه روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیستخواندن شعر ‹
- ۶۳شمارهٔ ۶۳ - دیدن و نادیدنشبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگانکه چند بی سبب از بهر خلق کوشیدنخواندن شعر ‹
- ۶۴شمارهٔ ۶۴ - دیده و دلشکایت کرد روزی دیده با دلکه کار من شد از جور تو مشکلخواندن شعر ‹
