جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۹ نتیجه برای «رفت» با فیلتر اقبال لاهوری، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۷
- بخش ۸۴ - از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست اقبال لاهوریاز نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیستپیش محفل جز بم و زیر و مقام و راه نیست
- بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدید اقبال لاهوریز جان خاور آن سوز کهن رفتدمش واماند و جان او ز تن رفت
- بخش ۷۳ - خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون اقبال لاهوریچنگ را گیرید از دستم که کار از دست رفتنغمه ام خون گشت و از رگهای ساز آید برون
- بخش ۱۸۲ - حکمت و شعر اقبال لاهوریبوعلی اندر غبار ناقه گمدست رومی پردهٔ محمل گرفت
- بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا اقبال لاهوریپیاله گیرز دستم که رفت کار از دستکرشمه بازی ساقی ز من ربود مرا
- بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید اقبال لاهوریایخوش آن جوی تنک مایه که از ذوق خودیدر دل خاک فرو رفت و بدریا نرسید
- بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو اقبال لاهوریچون پرکاه که در رهگذر باد افتادرفت اسکندر و دارا و قباد و خسرو
- بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت اقبال لاهوریخوشا کسی که فرو رفت در ضمیر وجودسخن مثال گهر بر کشید و آسان گفت
- بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب اقبال لاهوریپیش نگر که زندگی راه بعالمیاز سر آنچه بود و رفت در گذر انتها طلب
- بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهی اقبال لاهوریبیرون نتوان رفت ز سیل همه گیرشبالای سر ماست، ته پاست، همه جاست
- بخش ۳۰ - نغمهٔ بعل اقبال لاهوریجانش از محسوس می گیرد قراربو که عهد رفته باز آید پدید
- بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز اقبال لاهوریای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزکاشانهٔ ما رفت به تاراج غمان خیز
